پاسخ به چند سوال و ابهام متداول درباره ی بازار خودرو به گزارش مینی کامپیوتر، ریشه اصلی مشکلات بازار خودرو، شکاف میان قیمت گذاری دستوری و قیمت تعادلی بازار است. بازار خودروی ایران برای شهروندان به یک پازل گیج کننده و پر از پارادوکس تبدیل گشته است؛ دلار ریزش می کند اما قیمت ماشین جهش می کند، خودروساز مدعی زیان است اما دلالان، میلیاردی سود می برند، قرعه کشی ها برگزار می گردد اما کمتر کسی برنده ای را در اطراف خود می شناسد. همین تناقض هاست که در گفت وگوهای روزمره مردم به «سوالات متداول بدون پاسخ» تبدیل گشته و به ابهاماتی در افکار عمومی دامن زده است. بخش زیادی از سوءتفاهم ها به سبب یکی دانستن این سه مفهوم است: ۱-قیمت کارخانه (مصوب) ۲-قیمت تمام شده تولید خودرو ۳-قیمت بازار آزاد در ادامه تلاش می شود ضمن تشریح این سه عامل به زبان ساده به برخی سوالات متداول یا مبهم در افکار عمومی پاسخ داده شود: ۱- آیا محصولات ایران خودرو با مجوز جدید افزایش قیمت «گران» یا «واقعی» شده است؟ پاسخ: هر دو، اما از دو زاویه متفاوت؛ از دید مصرف کننده، خودرو گران تر شده است؛ چونکه قیمت پرداختی بالا رفته است. اما از دید اقتصاد صنعتی، قسمتی از افزایش اخیر در واقع نزدیک شدن قیمت کارخانه به هزینه های حقیقی تولید بوده است. طبق اعلام نهادهای مسئول، افزایش قیمت اخیر (۲۰ درصد) محصولات ایران خودرو بر اساس بررسی هزینه های تولید و با پروسه بررسی در سازمان حمایت و وزارت صمت انجام شده است. اما واقعیت این است که طی سالهای گذشته، نرخ ارز چندین برابر شده است؛ قیمت فولاد، آلومینیوم، پلیمرها و قطعات خصوصاً بعد از جنگ های اخیر و ویرانی های ناشی از آن در صنایع مادر کشور رشد کرده است؛ هزینه دستمزد سالانه بالا رفته و هزینه مالی و بدهی خودروسازان بالا رفته است. در چنین شرایطی اگر قیمت کارخانه سال ها متناسب با هزینه ها رشد نکند، شرکت با زیان تولید می کند. ازاین رو از دید مصرف کننده، خودرو گران شده اما از دید حسابداری تولید، قسمتی از نرخها به سوی قیمت حقیقی تر حرکت کرده است.۲- علت اختلاف قیمت کارخانه با بازار آزاد چیست؟پاسخ: علت اصلی قیمت گذاری دستوری + کمبود عرضه نسبت به تقاضا است. وقتی یک خودرو مثلاً پژو ۲۰۷ اتومات پانوراما در کارخانه ۱.۵ میلیارد تومان قیمت دارد اما بازار حاضر است ۲.۲ میلیارد تومان بپردازد، یک رانت ایجاد می شود. نمونه های انتشار یافته در بهار ۱۴۰۵ نشان میدهد اختلاف قیمت برخی خودرو های ایران خودرو بین حدود ۴۰ تا بالاتر از ۱۰۰ درصد بوده است. بنابراین هر جا عرضه کمتر از تقاضا و قیمت رسمی پایین تر از قیمت تعادلی باشد، بازار آزاد شکل می گیرد و بازار بدون توجه به قیمت های دستوری راه خودش را می رود.۳- چرا وقتی دلار ارزان گردید قیمت خودرو گران شد؟ پاسخ: چونکه قیمت خودرو فقط تابع دلار نیست. دلایل تأثیرگذار دیگر هم هستند شامل: الف) تأخیر زمانی خیلی از قطعات با ارز ماه ها قبل خریداری شده اند. اگر دلار امروز ارزان شود، اثر آن فوراً در قیمت تمام شده دیده نمی گردد. ب) انتظارات تورمیاین عامل هم موثر است اما اگر کنشگران اقتصادی تصور کنند کاهش دلار موقتی است، نرخها را کاهش نمی دهند. ج) رشد هزینه های داخلی حتی در صورت افت نرخ ارز، دستمزدها بیشتر می شود، هزینه انرژی و حمل و نقل بالا می رود و همزمان، هزینه مالی و بهره بانکی هم رشد می کند. ازاین رو کاهش دلار الزاماً به مفهوم کاهش قیمت خودرو نیست.۴- آیا ایران خودرو می تواند خودش قیمت را تعیین کند؟ پاسخ: خیر. ایران خودرو بطور مستقل اختیار کامل تعیین قیمت ندارد و در سالهای اخیر هرگونه تغییر قیمت باید در چهارچوب سازوکارهای دولتی و نظارتی صورت گیرد. ایران خودرو فقط صورت های مالی عرضه می کند، رشد هزینه ها را اعلام می کند و درخواست اصلاح قیمت می دهد. تصمیم نهائی جای دیگری گرفته می شود.۵- پس تعیین قیمت خودرو در دست چه نهادی است؟ پاسخ: اکنون زنجیره تصمیم گیری حدودا چنین است: ایران خودرو اطلاعات هزینه تولید را عرضه می کند، سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان آنرا بررسی می کند، وزارت صمت نقش اجرائی و ابلاغی دارد و در بعضی دوره ها شورای رقابت هم دستورالعمل و چارچوب تنظیم می کند. ازاین رو ایران خودرو پیشنهاددهنده است، قیمت گذار نهائی نیست.۶- آیا افزایش قیمت به نفع ایران خودرو است؟ آیا شرکت مشتاق افزایش قیمت است؟ پاسخ: در کوتاه مدت: بله اما در بلندمدت: نه لزوما. مزایای حقیقی کردن قیمت برای شرکت شامل کاهش زیان، بهبود نقدینگی، پرداخت مطالبات قطعه سازان و امکان سرمایه گذاری است اما چرا همیشه این افزایش به نفع شرکت نیست؟ چونکه اگر قیمت بیش از اندازه بالا برود، تقاضا کاسته می شود، فروش افت می کند و بازار به سوی خودرو های دست دوم می رود. ازاین رو مطلوب ترین حالت برای خودروساز این است: قیمت نزدیک به هزینه حقیقی + فروش بالا، نه صرفا افزایش نامحدود قیمت.۷- چند درصد از تولیدات ایران خودرو در اختیار عموم مردم قرار می گیرد؟ پاسخ: حدودا همه تولیدات در نهایت به بازار مصرف می رسد، اما نه لزوماً مستقیماً به مصرف کننده نهائی. تولید سالانه صنعت خودرو ایران در سالهای اخیر حدود ۱ تا ۱.۴ میلیون دستگاه بوده است. نیاز بازار هم حدود ۱ تا ۱.۲ میلیون دستگاه ارزیابی شده است اما مساله اصلی این نیست که خودرو به مردم نمی رسد مساله این است که قسمتی از خودرو ها ابتدا توسط افرادی خریداری می شوند که مصرف کننده حقیقی نیستند و برای کسب سود از اختلاف قیمت وارد بازار شده اند چونکه همان گونه که گفته شد قیمت دستوری خودرو، بازار چرب و شیرینی برای دلالان فراهم می آورد.۸- چرا متقاضیان خرید خودرو به طور معمول در قرعه کشی موفق نمی شوند؟ پاسخ: علت اصلی تقاضای خیلی بیشتر از عرضه است چونکه با قیمت دستوری عملاً امکان فراهم کردن خودرو به تعداد متقاضیان نیست. مثال ساده: اگر ۱۰۰ هزار خودرو ارائه شود و ۱ میلیون نفر نام نویسی کنند احتمال موفقیت فقط حدود ۱۰٪ خواهد بود. وقتی اختلاف قیمت کارخانه و بازار صدها میلیون تومان باشد، افراد زیادی حتی بدون نیاز حقیقی نام نویسی می کنند. این مساله سبب می شود که تعداد متقاضیان مصنوعی، افزایش و شانس مصرف کننده حقیقی کم شود.۹- علت وجود دلالان در خرید و فروش خودرو چیست؟ پاسخ: دلال، نتیجه و معلول است، علت نیست و علت اصلی همان اختلاف قیمت کارخانه و بازار است که فضای دلالی را فراهم می آورد. فرض کنید قیمت کارخانه ۱.۵ میلیارد باشد و قیمت بازار ۲.۱ میلیارد؛ نتیجه، سود بالقوه ۶۰۰ میلیون تومانی بدون زحمت می شود و تا وقتی که چنین سودی وجود داشته باشد، دلال، واسطه و نام نویسی غیرمصرفی وجود خواهد داشت چونکه در اقتصاد، هیچ بازاری با چنین رانت بزرگی بدون واسطه باقی نمی ماند.۱۰- چرا قیمت خودرو در بازار آزاد است اما از کارخانه نمی توان با همان قیمت مناسب تر خرید؟ پاسخ: چونکه دو نظام قیمت گذاری همزمان وجود دارد: نرخ بازار که برمبنای عرضه و تقاضا قیمت تعیین می شود و کارخانه که برمبنای قیمت مصوب و مقررات دولتی قیمت تعیین می شود. نتیجه آنکه، یک خودرو دو قیمت پیدا می کند؛ قیمت رسمی و قیمت بازار. هرچه فاصله این دو بیشتر شود، قرعه کشی داغ تر، دلالی بیشتر و صف خرید طولانی تر می شود.نهایتا باید گفت ریشه اصلی مشکلات بازار خودرو، شکاف میان قیمت گذاری دستوری و قیمت تعادلی بازار است. به بیان دیگر زنجیره اتفاقات به این شکل است که ۱. دولت قیمت کارخانه را پایین تر از قیمت بازار نگه می دارد ۲. رانت قیمتی ایجاد می شود ۳. تقاضای سرمایه ای و سوداگرانه شکل می گیرد ۴. تعداد نام نویسی کنندگان چند برابر مصرف کنندگان حقیقی می شود ۵. قرعه کشی و سامانه های فروش ایجاد می شوند ۶. دلالی توسعه پیدا می کند ۷. خودروساز مدعی زیان می شود ۸. فشار برای افزایش قیمت کارخانه شکل می گیرد ۹. قیمت کارخانه افزایش خواهد یافت و ۱۰. قسمتی از شکاف بازار و کارخانه کم می شود اما تا وقتی که دو قیمت وجود دارد، مشکل بطور کامل حل نمی شود.بطور خلاصه، اما واقعیت این است که طی سال های گذشته، قیمت ارز چندین برابر شده است؛ قیمت فولاد، آلومینیوم، پلیمرها و قطعات بویژه پس از جنگ های اخیر و ویرانی های ناشی از آن در صنایع مادر کشور رشد کرده است؛ هزینه دستمزد سالانه بالا رفته و هزینه مالی و بدهی خودروسازان بالا رفته است. ج) بالارفتن هزینه های داخلی حتی در صورت افت قیمت ارز، دستمزدها بیشتر می شود، هزینه انرژی و حمل و نقل بالا می رود و همزمان، هزینه مالی و بهره بانکی هم رشد می کند. فرض کنید قیمت کارخانه ۱.۵ میلیارد باشد و قیمت بازار ۲.۱ میلیارد؛ نتیجه، سود بالقوه ۶۰۰ میلیون تومانی بدون زحمت می شود و تا وقتی که چنین سودی وجود داشته باشد، دلال، واسطه و نام نویسی غیرمصرفی وجود خواهد داشت چراکه در اقتصاد، هیچ بازاری با چنین رانت بزرگی بدون واسطه باقی نمی ماند. منبع: مینی كامپیوتر 1405/04/02 11:12:21 5.0 / 5 3 تگهای خبر: اتومات , تولید , شركت , مجوز این مطلب را می پسندید؟ (1) (0) X تازه ترین مطالب مرتبط معماری خلاقانه با کانتینرهای زنگ زده دادگاه هندی درخواست بازگشایی تلگرام را رد کرد علی بابا هوش مصنوعی برای ربات ها ارایه کرد مدل جدید ال 90 در ایران نظرات بینندگان مینی کامپیوتر در مورد این مطلب لطفا شما هم در مورد این مطلب نظر دهید = ۵ بعلاوه ۲ درج دیدگاه